تبليغاتX
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•*
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•*
13 نکته دوست داشتنی ( گارسیامارکز)

·      دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.

       ·      هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد     باعث اشك ريختن تو نمي شود       

·      اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

·      دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.

·      بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .

·      هرگز لبخند را ترك نكن ? حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.

·      ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.

·      هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران 

 

( یک نکته هم از تاج ماه: اگر حرفی برای گفتن نداری بگذار دیگران حرف بزنند)   

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* | 
میلاد

(ميلاد )

 

امشب شبي بس روشن است

ميلاد سرو گلشن است

 

ميلاد آن زيبا جبين

ميلاد خورشيد زمين

 

با گل زمين را فرش كن

جانا سما را عرش كن ...

 

امشب ببين اين آسمان

عشقي به خود كرده نهان

 

از بهر ديدارش ببين

پر جلوه شد روي زمين

 

گل چيده شد بربوم و راه

تا روي بنماید  زچاه

 

گفتند  كه ميائي زباب

خون تا رسد زير ركاب

 

حالا ببين درياي خون

دلها زسينه شد برون

 

تيرو گلوله بوي دود

پرواز كن تو اي وجود

 

شمشيرها جاي قلم

وارونه شد ديگر الم

----------

بنگر به خاك پاك ما

خون مي چكد از سينه ها

 

دست شهيدان را ببين

از خاك جبهه لاله چين

 

چشمان بر در دوخته

اين خيمه هاي سوخته

 

فتح و ظفر مآواي دل

خون مي جهد از لاي گل

 

 

در كوچه هاي شهر ما

امشب بيا ديدار ما

 

دستان ياران راببين

اشك يتيمان راببين

 

سوز دل بيوه زنان

آن زائران جمكران

 

اينجا سما گشته سياه

ازديده رفته هر نگاه

 

امشب شب ميلاد توست

بايد كه خون بانور شست

 ................

.........

......

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 4:50 قبل از ظهر  توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* | 
یادش به خیر...
 

  

این شعر را تقدیم می کنم به : نیلوفر، رُزا، رویا- رامین - رضا سعید، بهنام - نازی، فریبا، رویا، آزیتا، پیمان، کیان، بیژن، شهین . سورنا، کیومرث، داریوش، شهریار،بابک، داریوش . آزاده . گلی، علی، لیلی، شهریار، حمید، منصور، منیژه، منیره، کامی، گیتی، شراره، شعله، علیرضا، شیوا،شهلا... و تمامی کسانی که دوستشان دارم و می دانم( در کمال خودخواهی) دوستم دارند:       

 

پرمی کشد دلم به  هوای شط و کنارۀ رودش

 هوای داغ، بَلم سواری و عطرِ خوشِ کارونش

 

دست خیال،  چنگ می زند  بر سرِشاخِ  کُنار

 با دوچرخه می رسم به کوی... که مانده در غبار

 

مست  ز بوی نانِ  داغ و  شیپور  بیدارباش

 مست  ز بوی شامی و کاسه های داغ آش

 

باشگاهِ ... و نغمه های شبانه و سازش 

  لُژ نشستن، چه محشری بود سینمای روبازش      

 

عشق از پل سفیدبه شکل آسمان بود و بهشت

 زمانه چه سرنوشتی رقم زدوبرای ما چه نوشت

 

آتیشا...   کوت عبدالله....  باشگاهِ شرکتِ ...

 چه خوشی بودیم،  افسوس که زود گذشت ورفت  

 

هفت سنگ، برسر هم سوار و ما پیادۀ راه شدیم

عجب گذشت که به چشم باز،  فتاده در چاه شدیم

 

 ساندویچ قمیشی و راه آهن و میدان استانداری

فلکه سه دختران که حالا... بگذریم ... باری

 

اکنون بلوار، چادر غم به سرکشیده،  نشسته  در سکوت 

به خلوت کویِ... مانده حیران وگردیده سخت مبهوت  

 

اینک با خاطره ات گذشته خوشیم و دل شادیم

در قفس اسیرو در خیال خود چو  غزال آزادیم   

  

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* | 
چه شعر بگویم... چه نگویم ... در دوست داشتنت تردیدی نیست ...

بشکن این  تار  هزاران  چنگ  را

بشکن این دوری  رها کن ننگ را

بشکن این اندام خاکی از  درون

تا نگردی بیش از این  خارو زبون

خرد کن قانون و  اصل و خانه را

دورکن  این جان بی مقدار، این ویرانه را

پربکش از جسم خود تا جان عشق

عشق راباید به خون دل نوشت

عاشقی این نیست که دوری کنی

بانگار ی غیر مستوری کنی

نقش عاشق، خواب نیست یا که سراب

نه به رویا و نه در خمر شراب

عاشقی نوراست و ایمان است و شور

عاشقی اینجاست،  نه آن راه دور

سوختن، افروختن، سوز دل است

عاشقی نزدیک تو، در منزل  است

عاشقی کن تو ز راه  آسمان

عاشقی کن تو به خلوت در نهان

 

 

2 نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* | 
دوستی ( اثر: فریدون مشیری )

 

دل من دير زماني ست كه مي پندارد:
دوستي نيز گلي ست
مثل نيلوفر و ناز
ساقه ي ترد ظريفي دارد
بي گمان سنگ دل است آنكه روا مي دارد جان اين ساقه ي نازك را دانسته بيازارد

در زميني كه ضمير من و توست
از نخستين ديدار ؛ هر سخن هر رفتار
دانه هايي ست كه مي افشانيم؛برگ و باري ست كه مي رويانيم
آب و خورشيد و نسيمش مهر است
گر بدان گونه كه بايست به بار آيد
زندگي را به دل انگيزترين چهره بيارايد
آنچنان با تو درآميزد اين روح لطيف
كه تمناي وجودت همه او باشد و بس!
بي نيازت سازد از همه چيز و همه كس
زندگي گرمي دل هاي به هم پيوسته است
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
در ضميرت اگر اين گل ندميده است هنوز
عطر جان پرور عشق؛گر به صحراي نهادت نوزيده است هنوز
دانه ها را بايد از نو كاشت
آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان خرج مي بايد كرد
رنج مي بايد برد
دوست مي بايد داشت!  

******

اثر: ویلیام

رنج می باید برد!
چرک کهنه غم را به آب پاک عشق می باید شست
دوست می باید داشت
روزن تنگ نظر را با فراق آسمان می باید گشود
بی ریا رنج میباید برد بی سوال دوست می باید داشت
 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* | 
سروده شده به وسیله : سید علی صالحی

 

 نه

 پرس و جو مکن

 حالم خوب است

 همین دمدمای صبح

 می گفت ملائکی مغموم   ماه را به خواب دیده اند

 که سراغ از مسافری گم شده می گرفت

 باران می آید

 و ما تا فرصتی ... تا فرصت سلامی دیگر خانه نشین می شویم

  ...

 تنها تکرار نام توست که می گویدم

 دیگانت خواهران باران اند

 

2 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 7:36 قبل از ظهر  توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .

*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•*
کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را
کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را
غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور
پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را


نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
آرشیو موضوعی
روشن تراز ماه
1- من خود ماه شدم - یوش
گریستم همراه باران
صدای پدرم
ماه رویم سیاه
بند اول بند آخر
اقبال
آئینه را می شکنم:
میدان شاعر
هنوز به عشق تو سجده می کنم
دریا
عشق بی هیچ گمانی زیباست
باغ گل
توبه
شو ق نگاه
بسوزانید مرا
رسم الخط عشق
شهر فرنگ
بهانه
مسافر
متولد ماه عشق
من همیشه خوشبخت تاریخم
تمنا
قطع وزیری
... آوازه کن آوازه
کسوف کن
کسوف کن
دلم برای کسی تنگ است که سالهاست نام او تمناست
تو خود خورشیدی
میلاد
یادش به خیر...( اهواز )
چه شعر بگویم... چه نگویم ...
بک نفر فقط مثل خودت
من کیستم
عاقبت مردم
یک روز خواهم آمد
عالم زر
نمی دانم چرا
مصلوب
شب یلدا
ال امان
نمی خواهم ...
دوست داشتم ...
آواز باران
ایران سرزمین زیبای من
سورنا
مادر بزرگ
پر پرواز می خواهم
چون شیشه شکست جام قامت
پدر یادت همیشه گرامی
پر م از سکوت
شوق پرواز
دروغ گفتم
اسیر
زمان
وجود بی وجود
به خود آ .......
خاطرات دربند
قیامت می رسد
گل یخ
مست بی شراب
اگر دنیا بگیرد جمله آتش
نور دیده
راز و نیاز
خدا حافظ
خزان
خوش
چادرم
گل حسرت بهار
حلالم کن
آهسته می خوانم
عاشق کشی
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد
بخشیدیم
نبات تلخ
بشکن
نه رومی و نه زنگی
می هراسم
فرش قرمز
می گریزم
دیروزی در کار نیست
یک روز خواهم آمد
کاش
هم خونه خدا
ببخشید...
بزرگ مرد نامرد
پوچ
صبح بدون عشق
هرچه از دوست رسد...
مرا ببوس
باران می شوم
از دوست
مهربانم ( برای دوست عزیزم نیر)
رقص سماع
تکرار
نبات تلخ
تو را می خواهمت حالا همین جا
برای رزا خانم
مشکنی این شیشه را
مرگ عشق
زندگی
کابوس
اسیرم کن
دلم به زبان مادری ام برای خودم تنگ است
بازآن زن تنهای قدیمی
پوشیده عریان
شب رسید
...
امید
همه ی جان و تنم ... وطنم ...وطنم ...وطنم
کهکشان می جوشد
پیوندها
ترانه
  خلواره ها ... ساناز جانم
  الک 2 لک ( دل نوشته های شخصی عزیز خانم)
  آمدید...
  وب سایت تخصصی گالری مبلمان مانلی
  نارنجابي ( سهیل پاشا زاده )
  ماجراهای محمد علی خان
  داستانک ( داستان های تاج ماه)
  خانه فرهیختگان جوان و باذوق
  4ghon وب لاگ کارهای معماری داخلی و دکوراسیون من
  دکتر الهی قمشه ای
  برای دخترانم ( لاله عزیزم)
  عزیزی آقا
  مهندس بابک اسفندیاری
  ن
  فال حافظ
  سرزمین من طالش
  BEWORG
  نامه های کوهکن
  قصه های عزیزآقا
  از روی دلتنگی
  مرد قبیله
  سایه های هیچ
  امیر
  برسر دوراهی
  رضا ... ترلان
  شیهه آفاق
  ساده مثل آب
  قصه بی سرزمین ( مریم)
  فال روزانه
  خلوت من
  یوما
  مداد و مدار ( خلیل جلیل زاده)
 
 
 
 
 
 
 
 
embed کی با دستهای من دستهایش را تکان می دهد

bn
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 

style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}




Love Cursors