![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
برگرفته شده از : www.emamali.net/ gallery%5B2%5D.htm
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•*
دو تا گلبرگ اقاقی یک نوای کوچه باغی یک قفس پراز ستاره غنچۀ سیبِ بهاره یک هوای تازۀ پاک پر پروانۀ دل چاک خنده های شاد مستی شعر عاشقانِ هستی تن عریان شقایق قطره های اشک عاشق یک قلم پراز نگفته یک گل تازه شکفته نصف قرص از اول ماه چهرۀ یوسفِ در چاه همۀ دارو ندارم همینه برات می یارم می کنم تحفه راهت نداره قابل او چشم سیاهت
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
2 نوشته شده در
جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 2:39 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
تقدیم به شال گردن عزیزم ( بک نفر فقط مثل خودت)
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 11:47 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
من کیستم !!؟؟؟؟؟
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 10:8 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
اجرای تآتر " سه خواهر "تآتر شهر
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 11:26 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
عاقبت مردم
|
|
درسنگر دل به تیغ شمشیر خودم زخم سختی خوردم آنقدر جان کندم .... تا ... مردم .
وقتی که مهر زیباست عشق از سر بلندی رنگ حریر دریاست بدرود ای عزیزم تا فصل دیگر خواب تا بیت بعدی شعر تاکوچِ نرمِ مهتاب |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 3:43 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
محمد صالح علا’
|
این تصویر دوست خوب ... قدیمی و محترمم محمد صالح علاء است ... گزارش زیررا هم در (سایت روزنامه ایران )که با او مصاحبه کرده می توانید بخوانید به نظر من که بسیار شیرین و زیباست . http://www.iran-newspaper.com/1384/840129/html/young.htm این هم یک سایت دیگر و گفتگوی محمد صالح علاء http://www.40cheragh.com/contentDetail.asp?id=33&PNo=118 توی همین روزها از محمد صالح علاء می خوام که یکی از شعرهای قشنگش را به من بده تا در وب لاگم بنویسم . |
|
2 نوشته شده در
شنبه دوم مهر 1384ساعت 2:0 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
عالم زر
|
از عالم زَر به عالم خویش شدی با ما صنمی نشسته بی کیش شدی از ماه و فلک جدا، فتاده برخاک غیر ره ما گسسته، بی خویش شدی یک چند به دولتت شدیم خادم دیر سیاح شده جان تو را کردیم سیر از جام لبت گرفته سرمست شدیم تارک شده برجهان و بر عالم غیر اینک که زاحوال تو مامست شدیم از چشم فلک فتاده و پست شدیم بی خویش شدی دوباره در عالم زر نه مانده شراب و نه دگر مست شدیم بنمای رخت ای جان بربنده درگاهت صد بوسه مستانه بر چهرۀ چون ماهت برگیر رخت از غیر، ما غیر تو نشناسیم یک نیم نظر برما، برخاک و خس راهت *****
|
|
2 نوشته شده در
جمعه یکم مهر 1384ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}