![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
چون شیشه شکست جام قامت
|
|
چون شیشه، شکست جام قامت نا خوانده رسیده است قیامت دیر است لباس دِیر پوشیم از جام جهان زیاده نوشیم این سختی و این رنج و گناهان افسوس که خود نوشته ایم آن آغشته جهان به آتش و خون خود خواسته ایم، شویم مجنون خون ریخته ایم به جام تاریخ مصلوب، مسیح کرده با میخ بر دار کشیده دشمن و دوست برکنده همه فلک زتن پوست بد کرده به این زمانه مائیم خود کرده چه تدبیر برآئیم دیگر نه مجال، پیش روی است نه پشت سری ره عبور است وقت است که این جام بنوشیم از بودن شرم آورخود چشم بپوشیم
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 3:58 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
پدر یادت همیشه گرامی
|
|
... سلام دیدم ...در نگاه من آب شدی قطره ای شدی ... به دریای عشق مثلِ ستاره ای همراه با ... شهاب شدی فریاد، ... فریاد از این ظلم بی مرز از این سکوت واخورده ای پرنده کوچکِ قلب من به چشم ناباورم سالهاست در آغوش خاک عاشقانه ... به خواب شدی |
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 6:24 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
پر م از سکوت
|
|
پُرم از گفتنی ها و سُخن های نگفته چه بی اندازه اسراری که درسینه نهفته پُراز پرواز های بی ثمر، تا نیمۀ راه غزل هایی که گفتم عاشقانه در دل چاه چه بی حاصل پریدن، پرکشیدن تادل کوه نه قایق بودن و نه منتظر بر کشتی نوح پُرم از بی وفایی های این سیارۀ سرد که خنجر می کشد بر عاشقان، از پشت نامرد پُرم، پُر از سکوت، پُر از نگفتن های بسیار صدایم در هوای تنگ سینه گشته بیمار
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
شوق پرواز
|
|
دگر از جان بی جانم چه می خواهی ستمگر مگر چشمت نمی بیند، وجودم گشته پر پر از این ویرانه تن، باید بپرهیزم که پوچ است دلم درسینه دائم می تپد، در فکر کوچ است من آنجا بین گلهای شقایق مست مستم تو گویی بین صد ها عاشق دلخسته هستم در آن وادی، مرا در بی کسی هایم کسی هست که بی اندازه و با عشق می گیرد مرا دست دل تو عاشقی دیوانه است آنجا همیشه نمی ترسی ترک بردارد عشقت مثل شیشه نگو دیگر بمان با من، که جای ماندنی نیست بگیر از من کتابی را، که علم خواندنی نیست هوایت را نمی خواهد دلم، من را رها ساز برو شاید بمیرم لحظه ای از شوق پرواز
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 1:25 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
دروغ گفتم
|
|
2 نوشته شده در
شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}