![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
اسیر
|
|
با روح خودم عداوتی دارم چند گویی که اسیر خود شده در این بند با دست خودم می خوردم ا ین خنجر سرد کم نگفته صدبار به خود... ای نامرد می سوزم و لب بسته به خود می نگرم بخشیده خطای خود از آن می گذرم از دست خودم سخت پریشانم سخت خود کرده چه تدبیر و گله از این بخت
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
زمان
|
|
همیشه زود دیر می شود کاش کمی دیر تر زود می شد
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 5:53 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
وجود بی وجود
|
|
نمی دانم که تا کی خاطر ما برای دیدن روی قشنگت این چنین است که نه سر می شناسد از فراغت نه که پا را قراری بر زمین است نمی دانم چرایادت نمی گردد فراموش از این محزون دل بیچاره ما که هر چه بیشر رویت ببینم نگردد کم به جزدلتنگی ازآن حاصل ما برایم عشق تو دردی است زیبا ولی دردی پراز اشک و جگر سوز به چهره رامش و خاموش لیکن به دل زخمی نهاد ه زخم جان سوز نمی دانی چه ها کردی براین دل که دل در سینه دائم بی قرار است وجودی بی وجود، آواره، پر سوز که سر تا پاهمه از عشق ناب است |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 6:41 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
... دلم پرواز تنم پرهای بی اندازه می خواهد دلم یک شهر دیگر یک هوای تازه می خواهد نفس می خواهم از رنگ بلورِ ماه نگاهی تازه و یک عشق پرآوازه می خواهد...
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 6:50 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}