![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
گل حسرت بهار
|
|
اگر عاشق نبودم چهره ام زیبا نمی شد هزاران قطرۀ اشکم به رنگ روشن دریانمی شد نمی شد از درونم با خبر غیر از تو و او اگر چشمم نمی گفت عاشقم؛ رسوا نمی شد اگر یک بار از عشقت برایم گفته بودی دل شوریده ام آواره ی صحرا نمی شد لبت را تا سحردر خواب دیدم برلب خود دعاکردم؛ چه می شد این شبم فردا نمی شد تمام جان و هستی بسته ی این نام نیکوست وگرنه عاشقی واله چو من پیدا نمی شد نمی شد گل به روی کوه های خشک پیدا "گل حسرت بهار" دروصل او شیدا نمی شد کدامین عاشقی از بوسه ای رنجیده درخواب اگریک بوسه می دادی، جهان غوغا نمی شد اگر که عاشقی در چشم توپوچ است و بی رنگ جهان با دست او با نام عشق بر پا نمی شد
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 6:43 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
چادرم
|
|
چادُرم... گُلدار است گُلش از جنسِ بلور لبه اش گل دوزی مثل شیشه ... مثل نور چادُرِ گلدارم با من است ... وقت نماز از سَرِ حاجت من می پرد تا که بلندای ... نیاز از پسِ چادر من دشتِ بی گل ز اقاقی ... لبریز برگ غم می ریزد از سر چادرِ من چون ... پاییز تا دَمِ خانۀ دوست از سر چادرِ من یک قدم برداری بی درنگ ... منزل اوست مِهر از دل چادر من شکل حقیقی دارد نه، به رنگِ رویا است از سر چادر من دست هایم همیشه در دست خداست از سر چادر من عشق بی هیچ گمانی زیباست.
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 12:17 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}