![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
فدای تو
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 10:22 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
خدانگهدار
|
می گریزم تا نبینم آن نگاه سنگ را خرقه ی وامانده و پوسیده ی نیرنگ را می گریزم تا ندانم هر دوچشمت کور بود روح بی احساس توهمچون سرابی دور بود از کلام تلخ و حزن آلود و سردت سوختم حیف این جامه که ازعشقت به جانم دوختم چشم می بیندم به تویا هرچه کردی با دلم جز غریبی و ریا از عشق تو کو حاصلم می روم شاید که خود را در نگاهی یافتی از سر احسان به روحت یک نظر انداختی
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 8:23 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
باران می شوم
|
|
دائم سنگ می شوی دائم فرو می ریزی دائم ابر می شوم دائم می بارم
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}