![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
رقص سماع
|
|
چون که درویش ردا بر تن ما دیدی چند حکم بر مردن ما دادی و رفتی خرسند؟! گفتی این جامه درویشی تو، چاک بر است تل خاک از سر این جامه نو، پاک تراست هرزمان عاشق ومستی که به رف می رقصی تو همان لولی و رندی که به ما می خندی نه که درمان شوی و نه به کسی درمانی به چه رویکسره در کوچه ما می خوانی؟ گفتم : این خرقه که در قامت ما چاک شده از غم عشق تو این گونه پر از خاک شده غیرت عشق چنین دوخته بر قامت ما که خداوند نخواهد به جز از راهت ما عاشق سوخته دل جز به خدا راهی نیست به جز از چهره معشوق دگر ماهی نیست چرخش و رقص سماع ، ساخته می سازد دل به خدا ، به خدا سوخته دل را برساند منزل این که آواز کنم صبح به شب چون بلبل لاجرم عشق رساند نفسم را تا گل تو اگر می شنوی صوت مرا صبح به شام این مرا بس که دلم تنها نیست در این بام
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 4:46 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
مهربانم
|
|
دوست همیشه مهربانم؛ چه سخت، یک سال گذشت و دوریش راکه می دانم برایت عمری به درازا کشیده تحمّل کردی. استوار بودی و هرگز نگذاشتی دود این دل سوخته، چشمان میوه عشقتان را ابری کند. این شعر را، نه از دلت، بلکه از زبان تو نوشته ام. چه، می دانم هرگز قلم من قادر به نوشتن دل پردرد و عاشق تو نخواهد بود. مهربانم...
دیدنت ، بوئیدنت، گل گفتن و گل چیدنت حرکت زیبای چشمانت، به غم خندیدنت نور مهتابی که بر چشم سیاهت می دوید موج دریایی که از عمق صدایت می رسید بر قد رعنای تو سرو خرامان ، خواب بود رود پرجوش وجودم از سرورت، رام بود گل خجل از این همه زیبایی و مهر تو بود بلبل از عشق توهردم نغمه اش رامی سرود شانه ها یت بستر شب های تار و سرد من سینه ات صندوقچه ای از غصه ها و درد من خنده هایت خانه ام را گرم و زیبا می نمود هر دری را بسته بود هُرم نگاهت می گشود رسم دلداری نبود، بی من روی در راه عشق مهربانم، گرچه می دانم که رفتی تا بهشت این جهان بی تو به چشمم شد سیاه و رنگ باخت از من عاشق فقط اسطوره ای از سنگ ساخت چشم بر راهم همیشه تا ببینم روی تو نازنین، پر می کشد دل تا بیاید سوی تو
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 10:3 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}