![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
سرزمین زیبای من ایران
|
ما همه از آسمان آبی، از اوج ستاره آمده ایم با موج دریای خزر، نرم وآهسته به این کرانه آمده ایم از رودِ پرخروش اروند رود، از کوهِ بلند و غیورِ الموت از دماوند و شیرکوه، از دشت های پر زلاله آمده ایم ما زاده نصف جهان ، همدان ، تربت جام و تهرانیم از بهشت شیراز، سبک بال چو پروانه آمده ایم اصل ما از بادگیر های یزد می رسد به جانِ وطن از خلیج فیروزه ای فارس، با صد هزارترانه آمده ایم پر ز مهر گشته صورتمان ز آفتاب تابان و سرخِ جنوب زگرمای خرمشهر، این دیار پر ز افسانه آمده ایم سبز و شادیم به مازندران و گیلان و خاکِ خوب شمال آذری بودیم که چون شهریار با کلامی شاعرانه آمده ایم نطفه در خاک کرمانشاه و سرسپردۀ طوس و کرمانیم غسل داده به رود کارون، بی گمان ز راه آباده آمده ایم زادگاه ما، یادگار حافظ و سعدی و اشعار نیمایی است از خاک طالشِ مهربانیم که با کلام عاشقانه آمده ایم هرکه هستیم و هرچه هستیم ، آریایی و از این خاکیم همه در یک کالبد، پروازکنان به این آشیانه آمده ایم یک رنگ می شویم و یک صدا در برابر دشمن زمان یک تَنیم که برای ساختن ایرانی سربلندو آزاده آمده ایم
|
|
2 نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 6:24 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
حیف من
|
گل همیشه بهارم ... دوست نازنینم ... گفتی که برای من شعری بگو و گفتم که گمان نکنم آن احساس و آن چیزی که درونت بود را توانسته باشم بیان کنم ولی گفتم برای اینکه بدانی در تمام این مدت همراهت بودم و همراه تو درد می کشیدم. دوست همیشه دوستت تاجماه :
حیف من که با نگاه پرفریبت ساختم حیف عشقی که به پای چون تویی انداختم
حیف اشعاری که قلبم با نگاهت می سرود آن لجن زاری که درچشمم چو دریا می نمود
حیف دریا که به گندابش مبدل ساختی عاقبت چشم کثیفت را به هرکس باختی
رخنه کردی با ریا در ذره ذره جان من همچو زالو خون مکیدی از تن پنهان من
عمر من را سوختی در آتش و رنگ و ریا رفتی و هرگز نگفتی عشق من با من بیا
خاطرات خوب و شیرین ، تلخ شد در چشم تو با نگاهت خوب فهمیدم ، درون زشت تو
می روم حالا که دیگر دردوچشمت نور نیست چشم قلبم روشن است و بر نگاهت کور نیست
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 11:6 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}