![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
حالا همین جا
|
|
تو را می خواهمت حالا همین جا همین حالا که طوفانی است دریا در این ابر و در این افسونِ باران بر این ساحل که تازه می کند جان همین جا که به لب آورده کف موج صدای خنده ی ساحل رسد اوج تو را می خوانمت بر روی قایق کنار رقص ماهی های عاشق میان بوی باران، سبزه و سنگ در این رنگین کمان پاکِ هفت رنگ تو را نزدیک خود نزدیک دریا تو را امروز می خواهم نه فردا درون قایقی بر آب خفته که آرامش در آن هر سو نهفته تو را می خواهمت بی هیچ صبری به رنگ آبی عاشق، نه ابری کمی عشق و شراب ِ سرخ و دریا تو را امروز می خواهم نه فردا
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 11:51 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
شهر فرنگ
|
![]() عجبا ازاین: پیریِ مهربان این، پیر نمای جوان که هنوز دهانِ خاطراتش بوی شیر می دهد و مست تکان گهواره واز خودِ مهربانش جامانده هر صبح یک گل می دهد به امید پستانِ پرشیرِعشقِ اسطوره ای و نگاه می کند جوانی اش را از دریچه شیرین خاطره از شهر فرنگیِ گم شده تاریخ ... از سینمای آواره
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 3:9 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}