![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
آری
|
|
ستاره يا شهاب... ماهم، شرارم چقدر امشب برايت بي قرارم من امشب روشنم ،روشن تر از ماه تنم چون شعله مي سوزد، هراز گاه نه ابري هست و نه باد و غباري همين امشب، به تو مي گويم آري |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 2:15 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
یوش
|
|
ده بالا، سمت نور سر پیچ دومی... ... نه خیلی دور ...کمی قبل از بلده ...نرسیده به کُجور اول ِ دشت شقایق سمت راست
خانه ی... اجدادی ماست
توی آبادی ما... می شه عاشق شد و گفت
می شه گُُل داد و شکفت
توی آبادی ما روی یک تکه ی خشت می شه از عشق نوشت
می شه افسانه کشید روی بوم سرنوشت
می شه از خشکی گریخت مثل بارون شد و ریخت
توی آبادی ما ... زیراون درخت بید می شه ، نیما رو دید
لب چشمه ی بهشت می شه با چشم شنید
می شه از سر کتل بی پروبال پرید
می تونی از ده ما برسی عرش خدا
شب پرستاره را بروی تا دل ماه
آزیتااسفندیاری - اردیبهشت ۸۴ - ده یوش
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 0:59 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
کاش
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 7:6 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}