![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
من خود ماه شدم - یوش
|
|
خواب ديدم ، دم صبح می پرم چون قمری می جهم برلب جوی می پرم تا ته دشت ... عمق دشت نا پیدا دشت بود... خيز نگاهم تاکوه کوه بود... تامهتاب عکس مهتاب... درخواب … دل سپرده برآب می پريدم… در باد زيرپايم… همه دشت روی امواج خیال مست بودم و شاد گیسوانم، مست بود مست حرکات نسیم می کشید دست به اندام صبا می جهید تا فردا چشمهایم... در خواب مثل هوشیاریِ روز پرکشید از پی تو پس یک قطره... نگاه عکس چشمان تو بود در کنارِ ... مهتاب دل سپرده... بر آب کم کمک، رفته به خواب من... چه بی تاب شدم پرکشیدم... سر کوه پرزدم... تا دل ماه تا خودم ماه شدم *••*تاج ماه *••*
یوش
ده بالا، سمت نور سر پیچ دومی.... ..... نه خیلی دور ...کمی قبل از بلده ...نرسیده به کُجور اول ِ دشت شقایق سمت راست خانه ی... اجدادی ماست توی آبادی ما... می شه عاشق شد و گفت می شه گُُل داد و شکفت توی آبادی ما روی یک تکه ی خشت می شه از عشق نوشت می شه افسانه کشید روی بوم سرنوشت می شه از خشکی گریخت مثل بارون شد و ریخت توی آبادی ما ... زیراون درخت بید می شه ، نیما رو دید لب چشمه ی بهشت می شه با چشم شنید می شه از سر کتل بی پروبال پرید می تونی از ده ما برسی عرش خدا شب پرستاره را بروی تا دل ماه |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384ساعت 2:44 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}