![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
اقبال
|
|
تنها ترین نارونِ عاشق این باغ …منم یک لِیلیِ استوار تُهی از …مجنون همیشه در …انتظار بی نگاهِ بی صدا بی توقع آرام … آرام برگ می دهم …این هوا به بزرگیِ … ماه و گل می دهم به رنگِ روشنِ …اقبال و …دلم همیشه بی هوا هوای تو دارد …دررویا به شکل نامنظم … انتظار
آئینه را می شکنم:
روی به من کن کَمَکی خورده براین دل تَرکی زخم شده جان و تنم کم تو بریزش نمکی پوچ شدم، مثل حباب خام شدم یا که سراب خسته شدم از من و ما مست شدم، مست وخراب بستۀ یک موی توام در هوسِ روی توآم تا که ببینم رخ تو رهگذر کوی توآم عاشق و دیوانه منم خسته ز میخانه منم تاکه نبینم رخ غیر آئینه را می شکنم تو خود خورشیدی که منور کردی این جهان را با عشق
|
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 1:20 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}