![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
توبه
|
|
توبه کردم سر سجاده عشق، از ته دل که دگر باره به روی تو نگاهی نکنم گفتم این بار که دید م گل رویت، ای یار در خفا می گذرم، هیچ صدایت نکنم نزنم دم، دگر از دوری تو با یاران نه بسوزم نه بگریم هرشب چون باران نه شکایت، نه که منت بکشم من از تو نه کنم، حجر تو را با کس دیگر درمان رفتم آن روز به بازار بزرگ نان بخرم کاسه ای ماست، کمی سبزی ترخان بخرم چادر توری به سر کردم و نعلین به پا روگرفتم که از این مهلکه من جان ببرم دیدمت تنگ غروب زیر گذر، دم سقاخانه شمع بر دست ، دل سوخته چون پروانه ناله از دوری من می کردی، از ته دل قطره ی اشک توساخت، کار من دیوانه کاسه افتاد زدستم به زمین ماست بریخت توبه با چشم تو در هم بشکست مستانه توبه گرگ که گویند مرگ است، درست به درستی شده مصداق من دیوانه 83/11/3
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه چهارم خرداد 1384ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}