![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
بسوزانید مرا
|
|
بسوزانید مرا با کرده خویش که این دل گشته از خود کرده ها ... ریش بیافشانید گَردم را به دریا نبیند کس مرا با کرده ام، بیش بخشکانید این تن را به حسرت که بهتر خشک گردد تا زند نیش چه بی تابم برای رفتن خود از این دنیا بدون یار و بی کیش چه بهتر جابمانم من زهستی مریز یک قطره اشک بر خاکِ درویش دگر زخم دلم را مرهمی نیست دگر این زخم را پوشیدنم چیست گذارید تا که دل در خاک گردد که شاید بی گناه و پاک گردد تنم را از کفن هموار سازید که از غصه کفن هم چاک گردد زنید برسینه ام یک زخم شمیشیر که خون از آن بریزد ... پاک گردد
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 7:3 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}