![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
مسافر
|
|
تو، می روی آرام جان ؟
من، می روم از این جهان اشکت، بریز برسینه ام این سینه شد، آتش فشان خاموش کن جان وتنم خاموش کن، پیراهنم خاموش کن، خاموش تن آتش فشانی روشنم بی تو چرا، من زنده ام بی تو، چه من درمانده ام بی تو، مباد م زندگی دیگر نبینی ... خنده ام تو ، می روی دامن کشان چشمم، به راهت خون فشان یک لحظه تو دستم بگیر یک لحظه شو آرام جان چون ریشه از خاکم زدی پیوند با تاکم زدی خاکم به کوی عشق تو چون سینه را چاکم زدی دیگر شراب سرخ عشق دیگر دوچشم پرسرشک دیگر نبینی، روی من از عشق، نتوانی نوشت رفتی؟ ... برو نامهربان دیگر چه می گوید زبان چشمم به راه تو ست باز هر چند که بسته برجهان
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•**•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•**•.¸¸.•*
ققنوس آزاد نه ویرانم ...نه آبادم نه خاموشم ... نه فریادم نه در بندو ... نه آزادم نه غمگینم ... نه دلشادم نه مجنونی ... که دربادم ببین در بندِ این دامم ولی ... ققنوس ... آزادم
زخمه امشب ...سازدلت در این سکوت شگرف ... چه می نوازد که زخمه آن ... به تار دلم چنگ می زند؟ |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم تیر 1384ساعت 8:53 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}