![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
یادش به خیر...
|
|
این شعر را تقدیم می کنم به : نیلوفر، رُزا، رویا- رامین - رضا سعید، بهنام - نازی، فریبا، رویا، آزیتا، پیمان، کیان، بیژن، شهین . سورنا، کیومرث، داریوش، شهریار،بابک، داریوش . آزاده . گلی، علی، لیلی، شهریار، حمید، منصور، منیژه، منیره، کامی، گیتی، شراره، شعله، علیرضا، شیوا،شهلا... و تمامی کسانی که دوستشان دارم و می دانم( در کمال خودخواهی) دوستم دارند: پرمی کشد دلم به هوای شط و کنارۀ رودش هوای داغ، بَلم سواری و عطرِ خوشِ کارونش دست خیال، چنگ می زند بر سرِشاخِ کُنار با دوچرخه می رسم به کوی... که مانده در غبار مست ز بوی نانِ داغ و شیپور بیدارباش مست ز بوی شامی و کاسه های داغ آش باشگاهِ ... و نغمه های شبانه و سازش لُژ نشستن، چه محشری بود سینمای روبازش عشق از پل سفیدبه شکل آسمان بود و بهشت زمانه چه سرنوشتی رقم زدوبرای ما چه نوشت آتیشا... کوت عبدالله.... باشگاهِ شرکتِ ... چه خوشی بودیم، افسوس که زود گذشت ورفت هفت سنگ، برسر هم سوار و ما پیادۀ راه شدیم عجب گذشت که به چشم باز، فتاده در چاه شدیم ساندویچ قمیشی و راه آهن و میدان استانداری فلکه سه دختران که حالا... بگذریم ... باری اکنون بلوار، چادر غم به سرکشیده، نشسته در سکوت به خلوت کویِ... مانده حیران وگردیده سخت مبهوت اینک با خاطره ات گذشته خوشیم و دل شادیم در قفس اسیرو در خیال خود چو غزال آزادیم |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}