![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
عالم زر
|
از عالم زَر به عالم خویش شدی با ما صنمی نشسته بی کیش شدی از ماه و فلک جدا، فتاده برخاک غیر ره ما گسسته، بی خویش شدی یک چند به دولتت شدیم خادم دیر سیاح شده جان تو را کردیم سیر از جام لبت گرفته سرمست شدیم تارک شده برجهان و بر عالم غیر اینک که زاحوال تو مامست شدیم از چشم فلک فتاده و پست شدیم بی خویش شدی دوباره در عالم زر نه مانده شراب و نه دگر مست شدیم بنمای رخت ای جان بربنده درگاهت صد بوسه مستانه بر چهرۀ چون ماهت برگیر رخت از غیر، ما غیر تو نشناسیم یک نیم نظر برما، برخاک و خس راهت *****
|
|
2 نوشته شده در
جمعه یکم مهر 1384ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}