![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
دنیای وارونه
|
|
تیشه ها پر جوش و خاموشان همه راهی شدند چون شکست دندان، گدایان حاتم طاعی شدند
می فروشان، خمره ها را ریختند در رود عشق عاشقی را آب برد و سینه ها خالی شدند
خون گرفت جای گلستان، دشتهای سبز را سبزه ها آتش گرفته، رنگ عنابی شدند
غیرت انسان به تیر غیب رفت آن سوی کوه کوه ها از هم گسسته، سوی ابر جاری شدند
ماهیان پرواز کردند، پرکشیدندتا فراز کوه ها شیر و اشتر ها به دریا ها زدند، ماهی شدند
چشم اقبال از زمین برچیده شد بر هر کسی چون زمینی ها مترسکهای پوشالی شدند
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}