![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
می هراسم( خط خطی قدیمی)
|
|
من اززیبایی و این سادگی ها ی مکرر، می هراسم از این زشتی و سختی آنچه آمد بر سر ما، می هراسم
ز آواز خوش بلبل، پر پروانه عاشق ، تن شمع ز فال حافظ وآن بی قراری های زیبا، می هراسم
ستاره ، کهشکشان، حتی نگاهی خوش به رویا از عاشق گشتنم بر نورماه، برروی دریا، می هراسم
ز باغ پُر گل و پروانه و افسون و رویا ها ی جنگل ازآنچه شوروغُوغا می کند بر جان تنها، می هراسم
من از نامردی و چاقو زدن از پشت، با دست عزیزم ز آهوی شکسته دل که می آید بر ما، می هراسم
نمی سازم دگر آزاد صید ی راکه در بند ی اسیر است من از زندانی صیدی شدن در بین صحرا، می هراسم
نمی خواهم ببینم عشق را آهسته می آید سراغم ز افسونی که روحم را کند بسیار زیبا، می هراسم
من از دیروز و امروز و تمام خاطرات تلخ و شیرین زهر چه می رسد درراه من تا صبح فردا، می هراسم |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 10:59 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}